محسن کاظمی فرد

همه ی مردم درگیر مبادله هستند

مبادله تجاری

یکی از بنیادی ترین اصول در جامعه ی بشری از ابتدای پیدایش تا انتها اصل مبادله است این اصل سوار بر مرکب تصمیمات ما حضور خودش را چنان بر سایه عمر انسان و جامعه دیکته کرده است که مانند ضربان قلب گاهی از وجود آن بی اطلاع می شویم و بکل فراموشش می کنیم امشب که در حال مطالعه ی کتاب کلیات علم اقتصاد نوشته گریگوری منکیو استاد دانشگاه هاروارد بودم تصمیم گرفتم که این اصل را که اصل اول اقتصاد می باشد و شاید بتوان گفت تمام اصول اقتصادی بر مبنای آن شکل گرفته اند را با شما به اشتراک بگذارم در زیر عین متن را می بینید:

اصل ۱: همه ی مردم درگیر مبادله هستند

نخستین درس تصمیم گیری را می توانیم در عبارت زیر خلاصه کنیم: «چیزی به نام غذای رایگان وجود ندارد، وقتی ما کالاها و خدمات مورد علاقه خود را انتخاب می کنیم معمولاً مجبور می شویم چیز دیگری را، که آن هم مورد علاقه ماست از دست بدهیم. تصمیم گیری مستلزم تعویض (مبادله ی) یک هدف با هدف دیگر است.
دانشجویی را در نظر بگیرید که باید درباره ی نحو تخصیص با ارزش ترین دارایی خود (زمان) تصمیم بگیرد. او می تواند تمامی وقتش را صرف مطالعه اقتصاد و یا صرف مطالعه ی روان شناسی کند. علاوه بر این می تواند وقت خود را بین دو درس تقسیم کند. برای هر ساعت که به مطالعه ی یک درس اختصاص می دهد، یک ساعت از مطالعه درس دیگر را از دست خواهد دارد. این دانشجو به ازای هر یک ساعت مطالعه ای که انجام می دهد به اندازه ی یک ساعت از قایق رانی، تماشای تلویزیون، کار در شغل نیمه وقت، و سایر کارهای مورد علاقه خود برای کسب درآمد محروم می شود.
خانواده ای را در نظر بگیرید که در مورد نحوه ی خرج کردن درآمد خود تصمیم می گیرد. این خانواده می تواند درآمد خود را صرف خرید مواد غذایی، پوشاک، و یا گذراندن تعطیلات آخر هفته کند.
علاوه بر این خانواده فوق می تواند درآمد خود را برای تفریح یا آموزش فرزندان خرج کند. وقتی خانواری تصمیم می گیرد تا یک دلار بیشتر برای کالایی بپردازد، قطعاً باید از صرف یک دلار روی سایر کالاها چشم پوشی کند.
وقتی مردم در یک اجتماع بزرگ زندگی می کنند با مبادلات بسیار زیادی روبه رو می شوند.
بده- بستان کلاسیک به مبادله ی بین «اسلحه و کَره» معروف است. هر چه کشوری هزینه بیشتری صرف تولید سلاح به منظور جلوگیری از تعرض دشمنان خارجی کند، درآمد کم تری برای خرید کالاهای مصرفی و افزایش سطح رفاه زندگی خانوارها (کَره) خواهد داشت. در جوامع مدرن امروزی یک مبادله بسیار مهم، مبادله بین محیط زیست سالم و سطح درآمد است. قوانینی که بنگاه ها را ملزم به کاهش آلودگی می کنند باعث افزایش هزینه ی تولید کالاها و خدمات نیز می شوند. با افزایش هزینه ی بنگاه ها، درآمد آن ها کاهش می یابد، سطح دستمزدهای پرداختی به کارگران کمتر می شود، و قیمت ها نیز افزایش می یابند و یا آن که ترکیبی از سه تحول فوق به طور هم زمان اتفاق می افتد.
بنابراین هرچند که وضع قوانین کاهش آلودگی، محیط زیست سالم و هوای پاک را برای جامعه به ارمغان می آورد و موجب افزایش سطح بهداشت و بهبود سلامتی مردم می شود، این تصمیم گیری به طور هم زمان موجب کاهش درآمد بنگاه ها، کارفرمایان، کارگران، و مصرف کنندگان خواهد شد.
دیگر مبادله مهم جامعه، مبادله بین کارایی و عدالت (بنظرم منظور منکیو برابری بوده است) است. کارایی به این معناست که یک جامعه از به کارگیری منابع کمیاب و محدود خود حداکثر بازدهی را به دست می آورد. عدالت به این معناست که منافع ناشی از به کارگیری منابع و عوامل تولید کمیاب به طور عادلانه و با رعایت انصاف بین افراد جامعه تقسیم شود. به عبارت دیگر کارایی به اندازه ی کیک، و عدالت به نحوه ی تقسیم کیک مربوط می شود. غالباً وقتی سیاست های دولت تدوین می شوند این دو هدف در تعارض با یکدیگر قرار می گیرند.
سیاست هایی را در نظر بگیرید که هدفشان توزیع عادلانه تر درآمدهای اقتصادی جامعه بین مردم است، برخی از این سیاست ها، مانند بیمه های بیکاری، تلاش می کنند تا نیازمندترین اقشار جامعه را یاری دهند، برخی سیاست ها مانند مالیات بردرآمد اشخاص در مقایسه با سایر سیاست ها از نظر مالی سهمی مهم در تأمین بودجه دولت دارند. هر چند فایده ی این سیاست ها رسیدن به عدالت بیشتر است، اما هزینه ی اجرای آن ها کاهش کارایی است. وقتی دولت با استفاده از سیاست های مختلف به توزیع مجدد درآمد از سوی افراد ثروتمند به افراد فقیر اقدام می کند، در واقع پاداش اقتصادی تلاش بیشتر را کاهش می دهد و در نتیجه انگیزه ی مردم به کار کم تر می شود و به دنبال آن کالاها و خدماتی کم تر تولید خواهند شد. به عبارت دیگر وقتی دولت سعی می کند تا کیک اقتصاد را هر چه عادلانه تر تقسیم کند، اندازه کیک کوچک تر می شود.
درک و شناخت این مسئله، که مردم با مبادله (بده- بستان) روبه رو هستند، به هیچ وجه به این معنا نیست که آن ها تصمیم گیری های خود را به ما می گویند. یک دانشجو مطالعه روان شناسی را فقط به این دلیل که می خواهد وقت بیشتری برای مطالعه ی اقتصاد داشته باشد، کاهش نمی دهد. جامعه نیز نباید حمایت خود از محیط زیست را فقط به این علت که وضع قوانین حمایتی موجب کاهش سطح زندگی می شود، کاهش دهد. فقرا نیز نباید به این دلیل که کمک به آن ها موجب کاهش انگیزه های تلاش در ثروتمندان می شود، فراموش شوند. با وجود این توجه به مبادله در زندگی اقتصادی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، زیرا مردم احتمالاً زمانی اقدام به تصمیم گیری مناسب می کنند که از انتخاب های موجود درکی درست داشته باشند.

 

2 پاسخ

  1. و ما در برهه ای از تاریخ زندگی می کنیم که فراموش کردیم اولین مبادله بشر با هدف رفع یک نیاز بود نه ارضای یک طمع.
    بحث فاندامنتال خوبی بود.

    1. بله مهندس جان سخن درستیست و این ریشه در ذات بشر دارد که اگر برای محدود سازی آن کاری نشود خود را از نقطه ای دیگر به شیوه ای دیگر بروز می دهید. اصولا بین آزادی مطلق و محدود سازی ساختار ها و روش های تصمیم گیری جمعی باید قوانینی باشد که ان را هم دستی بر تر میطلبد حال این دست چه هست بماند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *