محسن کاظمی فرد

ارجح چیست و شاهراه موفقیت کدام است؟

اصول موفقیت

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب های مختلفی سالیان سال در مورد موفقیت، راه های رسیدن به موفقیت، تکنیک های یک انسان موفق نوشته شده است و روز به روز نیز به این کتاب ها افزوده می شود. ولی همانطور که همه شاهد هستیم این کتاب ها جز شاخه هایی از یک درخت تنومند چیزی بیش نیستند و راه اصلی قطعا این دست کتاب و تکنیک ها نخواهند بود. تکنیک هایی از این دست که، پایت را در مذاکره بر روی آن یکی بی انداز، جواب زبان بدن شخص مقابل را با فلان تکنیک بده، چگونه لبخند زدن را بیاموز، چشمانت را در چشم طرف مقابل بدوز و میان دو ابروی آن متمرکز شو… . 

در کنار این کتاب ها شیوه عمیق تری نیز به چشم می خورد و آن تمرکز بر اخلاقیات بجای رجوع به این دست تکنیک هاست که به دلیل زمان بر بودن و سختی تمرین و ریاضت هایی که باید در این راه کشید این شیوه کمتر مورد استفاده جامعه در طول زمان قرار گرفته. هم از نظر حجم مطالب، هم از نظر طالب مطالب بسیار بسیار کمتر است. و به قول معروف تنورش داغ نیست.

پندهایی که شما را به صبر، پشتکار، صداقت در حرفه و زندگی… فرا می خواند. و تاکید می کند که باید برای رسیدن به اهداف زمان را ضرب در عامل صبر کرد، باید تقوا پیشه کرد و به هرچیزی آری نگفت. شاید این کلمات را بارها شنیده ایم ولی چند درصد از ما در مورد صبر که عامل زیر بنایی بسیاری از موفقیت هاست کتابی خوانده ایم یا به آن ساعتی اندیشیده ایم؟

چند درصد از ما پند های اخلاقی را یاداشت کرده ایم و این بدیهی های روزمره را جدی گرفته ایم؟

قصد پند دادن ندارم تنها می خواهم موضوع را روشن تر کرده باشم پس خط را می گیرم و به اصل مطلب این نوشته می پردازم

اگر چه اخلاقیات بسیار مهم اند و بارها به ما گفته اند که بیانیه ی ارزش های خود را بنویسید و به آن پایبند باشید یا این جمله که اخلاقیت امری طبیعیست و همه نوع بشر آن را در درون خود دارند و با وجدان می توان به آن رجوع کرد.

اما برخلاف آن چیزی که با بیان این مطالب در ذهن شما شکل گرفته من قصد دفاع از این دست کتاب ها را نیز ندارم و آنها را ریشه نمی دانم بلکه این دست کتاب ها تنها در سطح ۲ ی عمق قرار دارند و تام کلام نیستند چون کسانی که این سجایا را در وجود خود نهادینه کرده اند هم نتوانسته اند مشکلات عدیده بشری را حل کنند بلکه در بهترین شرایط اسبابی برای موفقیت در سطوح مختلف آماده کرده اند من نام منش کتاب های نوع اول را سطح ۱ و نوع دوم را سطح ۲ می گذارم و حال به زیربنای اصلی می پردازم که سطوح ۱ و ۲ را اگر صحیح پی ریزی شده باشد در خود به بهترین شیوه بروز می دهد.

و آن اصول است که زیر بنای ارزش ها، استراتژی ها و تاکتیک ها قرار می گیرد. اصول بدیهیات نیست. اصول سرچشمه ایست  که به بزرگترین موهبت بشری یعنی عقل داده می شود تا پس از اندیشه به وجدان، آگاهی، خلاقیت و دیگر ویژگی هایی که انسان را متمایز می کند داده شده تا آن ها را تغذیه کند. اگر بخواهم اصول را به چیزی تشبیه کنم آن را می توان نقشه شهری دید که در دست ماست اگر نقشه ی شهر را به اشتباه بدست گیریم  هرچقدر هم کوچه پس کوچه های شهر را بگردیم به مقصد نخواهیم رسید. هرچقدر اخلاقیات را رعایت کنیم بار ما کج است و اصول مثبت اندیشی جز سرابی بیش نیست. و اگر اصول درست باشد. اصول اخلاقی مثل نوع دوستی، صداقت وفای به عهد معنای حقیقی خود را یافته و حتی مثبت اندیشی گره گشای بسیاری از مشکلات می شود.

حال اگر کمی زمان خود را صرف کاوویدن کلمه اصول کنیم شاید به خیلی از مشکلات پیرامونی خود و جامعه پی ببریم ما در بحران سوال دقیق و زیربنایی پرسیدن بسر می بریم و از آن نایابتر جواب صریح به سوال…

اگر نقدی بر این نوشته دارید خوشحال می شوم نظرات شما را همراه خود داشته باشم. قطعا این نوشته مقدمه ایست بر شروع یک بحث عمیق. 

یا حق

یک پاسخ

  1. سلام و ادب و احترام. مهمترین راه کسب موفقیت را من در یک مثلث سه ضلعی میبینم ضلع اول نماز اول وقت که همان اطلاعت از خالق عالم و راهنمایان دین هست. ضلع دوم صبر و اندیشه در مواجهه با تمام موضوعات و مسائل زندگی و هستی ضلع سوم شکر گذاری از خالق عالم این سه تا کلید همه مسائل دنیا و آخرت هست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *